خرید کتاب, فروش کتاب, فروش آنلاین, کتاب دانشگاهی, فروشگاه کتاب, چاپ کتاب, تبدیل پایان نامه به کتاب, ارسال کتاب, بانک کتاب, فروش پستی کتاب, پیک کتاب, فروش نرم افزار, چاپ تیراژ کم, فروشگاه اینترنتی کتاب ایران

سرزمین جاوید-4 جلدی

محصول جدید

مجموعه چهار جلدی سرزمین جاوید اثر ماریژان موله، رومن گیرشمن، ارنست هرتزفلد، در توصیف تاریخ قبل از پادشاهی مادها یعنی دورهٔ حکومت ایرانبانان زن بر ایرانویج تا اواخر دورهٔ حکومت ساسانیان بر ایران نوشته شده است. 

جزییات بیشتر

تولید کننده
زرین

1,500,000 ریال

افزودن به لیست دلخواه

مشخصات

نویسنده/ نویسندگان :رومن گیرشمن، ماریژان موله، ارنست هرتزفلد
مترجم/ مترجمین :ذبیح‌الله منصوری
تعداد صفحات :2522 / چهار جلدی
زبان :فارسی
قطع کتاب :وزیری
جلد :گالینگور
نوع کاغذ :تحریر
چاپ متن :تک رنگ
شابك :9789644070426

اطلاعات بیشتر

مجموعه سرزمین جاوید اثر ماریژان موله، رومن گیرشمن، ارنست هرتزفلد، در چهار جلد، در توصیف تاریخ قبل از پادشاهی مادها یعنی دورهٔ حکومت ایران‌بانان زن بر ایرانویج تا اواخر دورهٔ حکومت ساسانیان بر ایران نوشته شده است. این اثر توسط زنده یاد ذبیح‌الله منصوری به فارسی برگردان و تکمیل شده است.
در این مجموعه كتاب از تهاجم‌ها، اساطیر و تاریخی كه مربوط به دوران پیشدادیان و كیانیان، مادها، هخامنشیان، پارت‌ها و ساسانیان می‌شود، سخن رانده شده است. پس از آن نشان می‌دهد كه تازیان و اقوام گوناگون ترك به ویژه مغول‌ها پس از هخامنشیان به ایران آمده‌اند و همیشه این فرهنگ و تمدن و زبان ایرانی بوده كه ملل و اقوام مهاجم را ایرانی‌مآب كرده است. عنصر قالب در اصول بنیادی تفكر و بینش ایرانی پویایی، سازندگی و بالندگی بوده و همواره به‌صورتی ذاتی در پس هر تهاجمی روند دوباره‌سازی و زنده شدن و رونق دوباره را در پیش گرفته و همواره چون كوهی استوار بر بلندای تاریخ بر جای مانده است.
در این مجموعه تاریخی آمده است:
«بی‌گمان فرهنگ و تمدن ایرانی، از آغاز تاكنون استمراری بنیادی، پرتوان و پیوسته داشته است. این فرهنگ و نمودارهای فكری و معنوی آن، مانند حلقه‌های به هم پیوسته یك زنجیر است. هر حلقه یا چند حلقه این زنجیر، توسط پادشاهان، دانشمندان، هنرمندان و حكیمان و عارفان و … به فراخور زمان، مكان، ذوق و سلیقه آنان ساخته و پرداخته شده است. به ترتیبی كه این دانه‌ها و حلقه‌ها پیراسته و آماده شده است. سازندگان هر عصر و دورانی، میراث‌دار تجربه‌ها، آموخته‌ها و داده‌های پیشینیان خود بوده‌اند و نمی‌توانسته‌اند از آن گنجینه بی‌نیاز باشند، اما همیشه برابر با زمان و مكان و در برخورد با فرهنگ‌ها و تمدن‌های دیگر و در بازار پر رونق داد و ستدها، بر آن‌چه كه از پیش به آنان رسیده، افزوده است. همین پویایی و ایستایی است كه فرهنگی همیشه در حال تحول، زنده و نو را برای نسل بعدی بر جای نهاده است.»

****

ذبیح الله منصوری

****

ساسانیان

****

روم شرقی

****

جلد اول

این جلد با توصیف تاریخ ایران از زمان‌های خیلی قدیم که حتی مورخان و تاریخ‌دانان هم در مورد آن ننوشته‌اند، شروع می شود. این قسمت که با افسانه همراه است وضع زندگی ایرانیان باستان را توضیح می‌دهد. این بخش برایم خیلی جالب بود؛ چون با خواندن آن به این نتیجه رسیدم که همه چیز از ایران شروع شد و به قول آقای ذبیح اللّه منصوری، مترجم و اقتباس کننده کتاب اگر ایرانی‌ها نبودند احتمالاً امروز نوع بشر در غارها زندگی می‌کردند. شاید بپرسید وقتی خودت گفتی که با افسانه همراه است چطور به این نتیجه رسیدی؟ سوال به جایی است که در جواب باید گفت دانشمندان و مورخین مغرب زمین با استناد به سندها و شیء‌هایی که از دل خاک بیرون آمده این چیزها را بیان کرده‌اند. برای آشنایی شما مثال‌هایی را در آخر این نوشتار می‌آورم تا شما با آن آشنا شوید. پس از این دوره که مجهول می‌نماید، به دوره تاریخی ایران می‌رسیم که مورخین در کتاب‌های خود آورده‌اند و دارای تاریخ می‌باشد. یعنی دوره مادها و بعد از آن به سلسله هخامنشیان و پایه‌گذاران این سلسله یعنی کوروش می‌رسیم. در ادامه با کمبوجیه فرزند کوروش آشنا می‌شویم و در آخر کتاب یا بهتر بگویم در پایان جلد اول به تاجگذاری داریوش می‌رسیم.
از ویژگی‌های بارز و برجسته کتاب که بسیار حائز اهمیت است این است که آقای منصوری از اسناد مختلفی استفاده کرده و در بعضی جاها مثل مرگ کمبوجیه که روایات مختلفی آمده است، آن‌ها را آورده و می‌گوید که افرادی مانند “هرودوت”، “کنزیاس”، “آریان”، “خانتوس”، “پلین”، “ژان شامبورد” و … چه چیز نقل کرده‌اند. همچنین در مورد ولادت و بزرگ شدن کوروش و موارد دیگر که روایات زیادی موجود است. نکته جالب توجه دیگر تطبیق دادن اسامی با اسامی شاهنامه است که نویسنده سعی کرده است وجه مشترکی بین آن‌ها پیدا کند. در بعضی جاها به طور کامل موفق نشده بگوید که فلان شخص در شاهنامه هست یا نه آن را به صورت سوال مطرح کرده. مثلاً در مورد جنگ کوروش با تورانیان می‌گوید احتمالاً جنگی که ایرانیان با تورانیان در شاهنامه دارند همین جنگ است و می‌گوید: وقتی کوروش وارد توران زمین واقع در مشرق ایران و جنوب افغانستان امروزی گردید پادشاه یا امیر توران مردی بود به اسم «پاراتیاک» و آیا این پاراتیاک همان افراسیاب شاهنامه است یا دیگری است؟ به متن کتاب در این مورد دقت کنید:
«کلمه “فراسیاک” خیلی شبیه به کلمه پراتیاک است و انسان فکر می کند که شاید هر دو کلمه یک نام باشد با توجه به این که در اسامی ایرانی به مناسبت لهجه‌های محلی «پ» تبدیل به «ف» می‌گردد …»

جلد دوم

چون در جلد اولِ این مجموعه به تاجگذاری داریوش اول ختم شد، جلد دوم به وقایع و اتفاقات زمان داریوش و اقدامات وی می‌پردازد. این که برای عمران و آبادانی کشور چه کارهایی انجام داد و چه قوانینی وضع کرد. درگیر چه مشکلات و جنگ‌هایی شد و برای رفع آنها چه تدبیری اندیشید، ساختن تخت جمشید و کاخ شوش و … پس از مرگ داریوش، فرزندش خشایارشا به سلطنت می‌رسد. کتاب وقایع دوران این پادشاه را به هم به تفصیل شرح می‌دهد. اینکه می‌گویم به تفصیل واقعاً این طور است و نویسنده ریز به ریز جزئیات و وقایع را بیان می‌کند. برای مثال حدود ۲۰۰ صفحه آخر این جلد به زمان سلطنت خشایارشا برمی‌گردد و پنج بخش یا فصل دارد:
• خشایارشا و شورش بابل 
•. حرکت به سوی یونان 
• سپاه ایران در خاک اروپا 
• جنگ ترموپیل 
• دلاوری سربازان اسپارت
منصوری نزدیک به صد صفحه فقط به حرکت سپاه ایران تا رسیدن به محل وقوع جنگ ترموپیل اختصاص داده. واضح است که به تمام مسائل موجود در سفر مانند چگونگی گذشتن از رود و دریا و جنگل و …، رفتار یونانیان و کشورهای واقع در مسیر حرکت با سپاه ایران و بسیاری دیگر موارد را شرح داده شده است. همچنین چند صفحه در مورد این صحبت کرده که چرا کشور اسپارت فقط ۳۰۰ نفر را به جنگ فرستاد.
یکی از نکات برجسته کتاب، ذکر مثال و توضیح از وقایع و سخنان افراد در دوران‌های اخیر و مقایسه آنها با حوادث تاریخی کتاب است. به عنوان مثال در بخشی از کتاب این چنین می‌خوانیم:
«تاکتیک تمیستوکل برای جنگ با ایرانیان، شبیه به تاکتیکی بود که دولت انگلستان در قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم پیش گرفت و آن این بود که خصم را باید قبل از اینکه قدم به ساحل انگلستان بگذارد از بین برد، چون پس از این که قدم به ساحل انگلستان نهاد جنگ در خود انگلستان در خواهد گرفت و شهرها و مزارع و موسسات صنعتی از بین خواهد رفت.»
نکته دیگر این است که در بررسی وقایع تاریخی، نویسنده به اکثر سوال‌هایی که احتمال می‌دهد خواننده با آن مواجه شود پاسخ می‌دهد. برای نمونه به دو مورد زیر که از متن کتاب انتخاب شده اند، دقت کنید:
«این سوال به ذهن می‌رسد که آیا زن‌های یونان که به موجب این فرمان بایستی عهده‌دار کارهای کشاورزی و صنعتی شوند از عهده آن کارها بر می‌آمدند و می‌توانستند در مزارع و کارگاه‌ها جای مردان را بگیرند؟»
«ممکن است ایراد بگیرند که ارتش ایران چه اجبار داشت که به موازات ساحل حرکت کند و آیا نمی‌توانست ساحل شرقی یونان را که در بعضی از قسمت‌ها کوهستانی و صعب‌العبور بود رها کند و خط سیر خود را در دشت‌های غربی یونان تعیین نماید و هم سریع‌تر و راحت‌تر راه بپیماید و هم از خطر نیروی دریایی یونان مصون باشد؟»

جلد سوم

با وقایعِ پس از کشته شدن ۳۰۰ سرباز اسپارتی در تنگه ترموپیل به دست خشایارشا در زمان هخامنشیان شروع و به غلبه شاپور اول، پسر اردشیر بابکان بر حکمران ارمنستان و بعد بر هپ‌تال‌ها در زمان ساسانیان ختم می شود. در واقع این کتاب به حوادث تاریخی چهار سلسله هخامنشیان،سلوکی ها، اشکانیان و ساسانیان می پردازد، در حالیکه که جلد قبل فقط شرح حال دو پادشاه هخامنشی یعنی داریوش اول و خشایارشا را روایت کرده است. این مسئله ممکن است دو دلیل داشته باشد. یکی حس وطن‌پرستی و وطن‌دوستی و بیزاری از دشمنان خارجی از طرف جناب منصوری. این حس را می توان از لابه‌لای نوشته‌ها و از اینکه در مورد یونانیان، صحبت نکرده یا خیلی اجمالی سخن گفته، برداشت کرد. دلیل دوم این است که در رابطه با زمان اشکانیان که دوره طولانی ۴۰۰ ساله داشته‌اند، مدرک و مستندات تاریخی زیادی یافت نشده است. چرا از این دوره، مستندات تاریخی کم داریم؟ بهتر است از متن خود کتاب بخوانید:
«علت این که اشک و جانشین‌های او (که همه لقب اشک را انتخاب کردند) غیر ایرانی معرفی شدند، ناشی از خصومت پادشاهان ساسانی نسبت به اشکانیان بود و ساسانیان تا آنجا که توانایی داشتند کوشیدند که آثار پادشاهان اشکانی را از بین ببرند و آن‌ها را اجنبی و غیر ایرانی قلمداد کنند. همان خصومت را که اسکندر و جانشین‌های او با تاریخ و مذهب ایرانیان کردند، سلاطین ساسانی با تاریخ پادشاهان اشکانی نمودند و بانی آن خصومت پاپک جد اردشیر بود و این دشمنی به ارث به اردشیر، بانی سلسله ساسانی رسید و بعد از او در زمان پسرش شاپور اول آن خصومت شدت کرد و آن پادشاه بزرگ آثار پادشاهان اشکانی و به خصوص تواریخ مربوط به آن‌ها را از بین برد. این است که در تاریخ ایران راجع به اشکانیان – به طوری که فردوسی هم گفته – هیچ چیز وجود ندارد غیر از نام سلاطین اشکانی.»
یکی از بخش‌های جذاب کتاب، بخش‌های پایانی کتاب است که از زبان شاپور اول پسر اردشیر بابکان موسسس سلسله ساسانیان بیان می‌شود. این قسمت‌ها که از صفحه ۱۸۰۹ تا ۱۸۹۰ را شامل می‌شود، طبق گفته نویسنده کتاب، از کتیبه‌ای به دست آمده که توسط موسسه شرقی “اورین تال انستیتو” دانشگاه شیکاگو در سال ۱۹۳۶ در “نقش رستم” در قسمت تحتانی دیوار موسوم به “کعبه زردشت” که به دو زبان اشکانی و پهلوی ساسانی بوده، استخراج شده است. در واقع شاپور اول در این کتیبه، زندگی نامه خود را شرح می‌دهد. به بخش جالبی از این کتیبه از متن کتاب و از زبان خود شاپور اول دقت کنید:
«دو روز بعد از حرکت از چیچست در شب خوابی دیدم که باعث حیرت من شد. در خواب دیدم که گروهی انبوه از اعراب به پایتخت من تیسفون حمله‌ور شده‌اند و سپاهیان من نمی‌توانند جلوی آن‌ها را بگیرند و جنگ بین سپاهیان من و اعراب مدتی طول کشید و از سی روز گذشت و آن‌ها قسمت غربی پایتخت مرا در ساحل غربی رود دجله قرار گرفته مسخر کردند و آنگاه قسمت شرقی پایتختم را که در ساحل شرقی آن رود می‌باشد به تصرف در آوردند و وارد کاخ من شدند و هر چه بود بردند و سه دخترم را به اسم مرز، شهر و کیهان اسیر کردند و من هر چه بانگ زدم که سربازانم نگذارند که اعراب دخترانم را ببرند صدایم به گوش سربازان نمی‌رسید و خود نمی‌توانستم از جا حرکت کنم و بروم و دختران خود را از آن‌ها بگیرم. از فرط اضطراب از خواب بیدار شدم و اسامی مرز، شهر و کیهان را تکرار کردم و می‌دانستم که من دخترانی به اسم مرز، شهر و کیهان ندارم. آنگاه از خیمه خارج شدم و نظری به ستارگان انداختم که بدانم چه موقع از شب است. صبح خیلی نزدیک بود و تا موقع بیدار شدن سربازان در اردوگاه مدتی وقتی داشتم و من متوجه شدم که آن خواب سی شبانه روزی را در مدتی کم و شاید در مدت یک ساعت دیده‌ام. بعد از بیداری، طوری آن خواب مرا متحیر کرده بود که تا سربازان در اردوگاه بیدار شدند. دو تن از ملازمان خود را که می‌دانستم معبر هستند احضار کردم و خواب خود را برای آن‌ها بیان نمودم و گفتم من دخترانی به اسم مرز، شهر و کیهان ندارم. دیگر آنکه اعراب ناتوان‌تر از آن هستند که بتوانند به پایتخت من حمله‌ور شوند و کاخ مرا مورد تهاجم قرار بدهند و دخترانی را که ندارم اسیر نمایند و ببرند. یکی از معبرین گفت: “ای خسرو، تو امروز دخترانی به این اسم نداری ولی ممکن است که در آینده دارای دخترانی به این اسم‌ها شوی.” گفتم: “بعد از این اگر دارای دختران بشوم نام‌هایی چون مرز، شهر و کیهان برای آن‌ها انتخاب نخواهم کرد، بلکه نام‌هایی دیگر انتخاب خواهم نمود.” معبر دیگر گفت: “ای خسرو، تو به مساعدت اهورامزدا بزرگتر و نیرومندتر از آنی که یک گروه اعراب بتوانند پایتخت تو را مورد حمله قرار بدهند و کاخ تو را تصرف نمایند و اموال آن را ببرند و دخترانت را اسیر کنند.” گفتم: “تردید ندارم که اعراب وارد پایتخت من شدند و جنگ سی روز و شاید بیشتر طول کشید و آن‌ها اول نیمه غربی شهر و آنگاه نیمه شرقی را به تصرف در آوردند.” معبر گفت: “ای خسرو، بعضی از خواب‌هایی که آدمی می‌بیند مربوط به او نیست بلکه مربوط به اجداد تا اخلاف اوست و آیا در بین اجداد تو کسی نبوده که این واقعه برایش اتفاق افتاده باشد؟” گفتم: “نه، معبر گفت در این صورت ممکن است که این واقعه برای یکی از اخلاف تو اتفاق بیفتد.” این واقعه مرا واداشت که از آن به بعد از اعراب بر حذر باشم ولی تا امروز از طرف آن‌ها برای من مزاحمت ایجاد نشده است.»
در کتاب در خلال ذکر حوادث تاریخی، اطلاعات زبانشناسی خوبی نیز به خواننده ارائه می گردد. برای مثال:
«زبان دری برخلاف تصور بعضی از مورخین، در دوره ساسانیان به وجود نیامد و به طریق اولی بعد از تهاجم عرب ایجاد نشد، بلکه پایه زبان دری در دوره اشکانیان نهاده شد و چون یک سد قوی در قبال زبان قوم مهاجم مقاومت کرد و چنان آثار ادبی فناناپذیر به وجود آورد که نظیر آن در هیچ‌جا وجود ندارد و نداشت. ادغام زبان فارسی در زبان محلی پارتی سبب پیدایش زبان دری شد، اما، ادغام زبان فارسی در زبان‌هایی که در آسیای صغیر متداول بود سبب پیدایش زبان جدید نگردید و علتش این بود که در آسیای صغیر، زبان عمومی، زبان یونانی به شمار می‌آمد و زبان فارسی با زبان یونانی مخلوط نشد.»

جلد چهارم

جلد چهارم از ادامه جلد سوم که در زمان “شاپور اول” پسر اردشیر بابکان، موسس سلسله ساسانیان است شروع می‌شود و با به پایان رسیدن عمر “شاپور دوم”، به پایان می‌رسد.
از صفحه ۱۸۹۱ که آغاز این جلد می‌باشد تا صفحه ۲۰۷۸ از زبان شاپور است. تعداد این صفحات ۱۸۷ صفحه می‌باشد. اما باید ۳۵ صفحه از این صفحات را کم کرد. چرا که از صفحه ۱۹۸۴ تا ۲۰۱۹ مربوط به شرح حال “کارتیر” می‌باشد. کارتیر موبدی بود که به تحریک او مانی را کشتند. این ۳۵ صفحه از زبان کارتیر می‌باشد که از یک لوح برداشت شده است. بعد از این صفحات به جانشینان شاپور اول می‌رسیم و سپس به فردی می‌رسیم که همواره پادشاه بود؛ یعنی شاپور دوم. به این خاطر می‌گویم همواره پادشاه بود که وقتی جنینی در شکم مادر بود به پادشاهی رسید و تاج را بر روی شکم مادرش قرار دادند. به همین دلیل از قبل از تولد پادشاه بود، وقتی به دنیا آمد پادشاه بود، در طول ۷۰ سال زندگی پادشاه بود و به عنوان یک پادشاه از این دنیا رفت. چهار صفحه پایانی کتاب توضیحاتی از خانم «زبیده جهانگیری» درباره کتاب و آقای ذبیح اللّه منصوری است. گویا آقای منصوری که این یادداشت‌ها را جمع‌آوری کرده بودند، نتوانستند آن‌ها را مرتب و چاپ کنند و پس از مرگ ایشان این کار صورت گرفته است.

بخشی از کتاب:

نخستین دودمان فرمانروا در تاریخ اساطیرى و حماسى ایران زمین «پیشدادیان» بودند. پیشداد به معنى «اولین کسى که قانون آورده است». در شاهنامه فردوسى نخستین پادشاه پیشدادى «گیومرث» (کیومرث) بود که در متون اوستایى و باستانى، نخستین انسان آریایى و اولین فرمانروا بوده و مطابق متون اساطیرى بعد از اسلام نخستین مرد کیومرث و نخستین زن «مردیانه» بود. بعد از او به ترتیب هوشنگ و جمشید به جهاندارى مى رسند. ضحاک تازى بعد از آنکه جمشید را شکست مى دهد، مدتى بر ایران حکومت مى کند و فرزندان جمشید را اسیر مى نماید. اما دچار قیام کاوه آهنگر و فریدون مى شود. بعد از زندانى شدن ضحاک در دماوندکوه، فریدون، منوچهر، نوذر، زاب و گرشاسب به فرمانروایى و سردارى مى رسند. بعد از زوال پیشدادیان یکى از نوادگان منوچهر به نام کیقباد به کمک رستم قهرمان داستان هاى حماسى ایران، فرمانروایى خاندان کیان را پایه ریزى مى کند …

پرسپولیس، در تمام دوره هخامنشیان یعنی مدت دو قرن و نیم موزه کشورهای امپراطوری ایران بود و هر تحفه کمیاب به آن موزه فرستاده می‌شد تا در آن‌جا محفوظ بماند. شیز هم در دوره چهارصد ساله پادشاهان ساسانی یک مرکز مذهبی و موزه هنری به شمار می‌آمد و پادشاهان و امرای ایران و توانگران مدت چهارصد سال برای شیز وقف می‌کردند و اشیای گرانبهای خود را به آنجا می‌فرستادند. لذا می‌توان قبول کرد، همان‌طور که در تواریخ نوشته‌اند، سپاه هرقل، امپراطور روم، ده کرور سس ترس طلا و نقره و دیگر جواهرات و پارچه‌های زربفت و چیزهای دیگر را با خود به یغما برده باشند و …

 ذکر این نکته بی‌فایده نیست که هرقل و سربازهای او که به شیز حمله‌ور شدند و هر چه گران‌بها بود به یغما بردند، کیش مسیحی داشتند. ما می‌دانیم که ایران پناهگاه کیش مسیحی بود. برای ثبوت این که ایران پناهگاه مسیحیان بوده، همین دلیل بس که اولین کلیسای مسیحی که هنوز هم وجود دارد در ایران ساخته شد و قبل از ایران، در هیچ نقطه‌ای از طرف مسیحیان کلیسا بنا نگردیده بود، چون کسی جرأت بنای آن را نداشت، حتی در انطاکیه که اکثر مورخین اروپایی وقتی تاریخ کیش مسیحی را می‌نویسند، آنجا را اولین مرکز یا از مراکز اولیه استقرار کیش عیسوی قلمداد می‌کنند. پاداش خوبی‌هایی که پادشاهان ایران و ایرانیان با مسیحی‌ها کردند این شد که یک امپراطور مسیحی به اسم هرقل با سربازان مسیحی خود به مرکز بزرگ مذهبی ایران در تخت سلیمان امروزی حمله کرد و هر چه قابل بردن بود، به یغما برد!

انسان وقتی می‌شنود که اسکندر از خزانه کاخ پرسپولیس چه برده مبهوت می‌شود. حتی در این عصر که گوش‌ها عادت به شنیدن کلمات میلیون و بلیون کرده باز شنیدن آنچه از خزانه کاخ پرسپولیس برده شده حیرت آور است. آنقدر طلا در خزانه پرسپولیس بود که بعد از این که اسکندر آن را گشود یک دفعه، دو هزار اسب و قاطر را که بار طلا یعنی مسکوک طلا داشتند، به یونان فرستاد. ما اگر فرض کنیم که طبق معمول قدیم بار هر اسب و قاطر نود کیلوگرم طلا بوده، اسکندر یکصد و هشتاد تن طلا با آن دو هزار اسب و قاطر از ایران به یونان فرستاد. ولی یونانیان دارای امانت ایرانیان نبودند و همین که از دسترس اسکندر دور شدند، آن طلا را غارت کردند و تصاحب نمودند و هر یک به کشوری رفتند تا اینکه بقیه عمر را به راحتی و خوشی زندگی کنند. علاوه بر آن دو هزار اسب و قاطر، پنج هزار بار شتر نقره، اعم از مسکوک نقره با آلات و ادوات نقره، از کاخ پرسپولیس خارج شد و یک چنان ثروت عظیم و می‌توان گفت بی‌حساب در دست تری‌داتس و دویست سرباز او و آریا‌برزن و سربازانش بود و آن‌ها، حتی چشم طمع به یک سکه نقره ندوختند.

• تا فراموش نشده این حقیقت را که “پارمه‌نیون” و “آریستوپولوس” و “سلوکوس” یعنی شهود عینی، ذکر نموده‌اند بگوییم که شاید علت اصلی شکست خوردن داریوش سوم، در سه جنگ و به خصوص در جنگ ایسوس و گوگمل که خود او در آن جنگ شرکت داشت، خست او بود. این سه نفر می‌گویند که اسکندر در اربیل ده هزار تالان زر و سیم و جواهر به غنیمت برد و بعد از گشودن شهر شوش سی هزار تالان زر و سیم و جواهرات به دست آورد (یعنی دوازده میلیون لیره انگلیسی) و بعد از گشودن پرسپولیس هفتاد و پنج هزار تالان (یعنی سی میلیون لیره انگلیسی) زر و سیم و جواهر به دست آورد و اگر داریوش سوم که آن همه زر و سیم و گوهر داشت، قسمتی از آن را صرف بسیج یک قشون بسیار قوی می‌کرد، اسکندر نمی‌توانست ایران را اشغال کند.

• از محل دفن جسد اسکندر بدون اطلاع هستیم. گویا یونانیان که رسم نبش قبر و بیرون آوردن اجساد و سوزانیدن آن‌ها را داشته‌اند، تصور می‌کردند که ایرانیان هم مثل آن‌ها هستند و به مناسبت کینه‌ای که نسبت به اسکندر دارند ممکن است قبرش را نبش کنند و جسدش را بیرون بیاورند و بسوزانند. اما ایرانیان آن رسم ...

نقد و نظرات

نوشتن نقد و نظر

سرزمین جاوید-4 جلدی

سرزمین جاوید-4 جلدی

مجموعه چهار جلدی سرزمین جاوید اثر ماریژان موله، رومن گیرشمن، ارنست هرتزفلد، در توصیف تاریخ قبل از پادشاهی مادها یعنی دورهٔ حکومت ایرانبانان زن بر ایرانویج تا اواخر دورهٔ حکومت ساسانیان بر ایران نوشته شده است. 

ویژگی ها

پدیدآورندگان

نویسنده/ نویسندگان : رومن گیرشمن، ماریژان موله، ارنست هرتزفلد
مترجم/ مترجمین : ذبیح‌الله منصوری

مشخصات فنی

قطع کتاب : وزیری
جلد : گالینگور
نوع کاغذ : تحریر

Other Features

تعداد صفحات : 2522 / چهار جلدی
زبان : فارسی
چاپ متن : تک رنگ
شابك : 9789644070426

30 محصولات دیگر در همان شاخه: