خرید کتاب, فروش کتاب, فروش آنلاین, کتاب دانشگاهی, فروشگاه کتاب, چاپ کتاب, تبدیل پایان نامه به کتاب, ارسال کتاب, بانک کتاب, فروش پستی کتاب, پیک کتاب, فروش نرم افزار, چاپ تیراژ کم, فروشگاه اینترنتی کتاب ایران

در حال کندن پوست پیاز

محصول جدید

زندگى گونتر گراس‏ نویسنده شهیر آلمانی از سال 1939 تا سال 1959-ترجمه از کتاب اصلی

جزییات بیشتر

تولید کننده
نگاه

300,000 ریال

افزودن به لیست دلخواه

مشخصات

نویسنده/ نویسندگان :گونتر گراس
مترجم/ مترجمین :جاهد جهانشاهی
تعداد صفحات :504
نوبت چاپ :سوم
سال چاپ :1395
زبان :فارسی
قطع کتاب :رقعی
جلد :شومیز
نوع کاغذ :تحریر
چاپ متن :تک رنگ
شابك :964-351-378-5

اطلاعات بیشتر

گونترگراس نویسنده، نمایشنامه‌نویس، شاعر، نقاش، مجسمه ساز، نظریه‌پرداز، منتقد سیاسی و برنده جایزه ادبی نوبل، در سال ۱۹۲۷ در شهر دانتسیگ آلمان به دنیا آمد. گونتر گراس بازتاب صدای نسلی از آلمانها بود که در زمان سلطه نازیسم بزرگ شده بودند. او خود را روایتگر تاریخ از نگاه پایین‌دستی‌ها می‌دانست. وی با رویکردی معترضانه و هشداردهنده همواره در تمام رویدادهای مهم سیاسی و ادبی آلمان حضور مؤثر داشت. در سال ۱۹۹۹ گراس برنده جایزه نوبل ادبیات شد، آکادمی نوبل سوئد هنگام اعلام نام او، داستان‌هایش را تصویرگر چهره فراموش شده تاریخ خواند. وی در سال 2015 درگذشت.

کتاب «هنگام پوست کندن پیاز» زندگى گونتر گراس‏ را از سال 1939 تا سال 1959 به تصویر مى کشد. آغاز کتاب با شروع جنگ دوم جهانى قرین می‌گردد. گراس‏ در سال 1939 بیش‏ از 12 سال نداشته است. جنگ لهستان، در کتاب « طبل حلبى» به زیبائى به تصویر کشیده شده است، تا آنجا که بتوان در جنگ و کشتار از زیبائى ادبى سخن گفت. رمان طبل حلبى بزرگترین اثر گونتر گراس‏ محسوب می‌شود. جریانات کتاب هنگام پوست کندن پیاز درست هنگامى خاتمه مى یابد، که رمان طبل حلبى منتشر می‌شود، یعنى در سال 1959. این کتاب را باید در رده اتوبیوگرافى یا زندگینامه خودنوشته محسوب کرد. ضمناٌ این کتاب در همان هفته اول که وارد بازار شد، یکى از پرفروش‌ترین کتاب‌هاى آلمان گشت. هنگامى که کسى در سال‌هاى شاید آخر عمر )«گراس»، 78 سال دارد و برایش‏ آرزوى سلامتى و طول عمر مى کنم( مطلبى را مى نویسد که مربوط به 65 سال پیش‏ است، و مرتب می‌گوید: تا آنجائى که من به یاد دارم، تا آنجائى که به خاطر دارم…، و بیشتر از شاید استفاده می‌کند تا باید، دیگر شاید نتوان میان سندیت و سماجت ادبى حد و مرزى قائل شد. ولى این مسئله براى گراس‏ مانعى در خلق کردن یک اثر ادبى نیست و او خود به این مطلب به خوبى آگاهى دارد. عنوان کتاب، همان‌طور که چندین بار به آن اشاره شده است، «هنگام پوست کندن پیاز» نام دارد ولى حتى شخص‏ گونتر گراس‏ هم که یک آشپز خوب و با سلیقه و با تجربه است و براى دوستانش‏ مرتب آشپزى می‌کند، تا کنون چنین پیاز تند و تیزى را در دست نداشته است که اشکش‏ را سرازیر کند.

فهرست کتاب:

پوست‌هاى زیر پوست پیاز      

چه چیزى خود را محاصره کرده است     

اسم او بود “ما از این کارها نمى‌کنیم”  

چه‌ گونه با ترس آشنا شدم 

با میهمانان سر میز 

روى زمینى و زیرزمینى

گرسنه‌گى سوم  

چه‌طور سیگارى شدم 

هواى برلین 

سرطان ساکن 

چه هدایایى براى عروسى دریافت کردم

****

سال 2006، وقتی گونتر گراس به گذشته اش نگریست، عنوان اتوبیوگرافی اش را گذاشت‏:‏ «در حال کندن پوست پیاز» کتابی که بر خلاف چیزی که در اولین نگاه فکر می کردی، جنجال برانگیز شد – مخصوصا بعد از ترجمه به انگلیسی‏.‏ گونتر گراس در این کتاب اعتراف کرده که با تمام وجود، در کودکی و نوجوانی عضو «سازمان جوانان جزب نازی» بوده و بعدها، در اواخر جنگ و در حدود شانزده سالگی، به عنوان سرباز «اس اس» به جنگ رفته است‏:‏ «‏.‏‏.‏‏.‏ که اگر همه عهد خود را بشکنند، ما عهد خود را نخواهیم شکست ‏.‏‏.‏‏.‏» سوگندی که در سرمای زمستان خورده شد‏.‏

****

گونتر گراس

****

کونترگراس نویسنده و فعال اجتماعی آلمانی را خیلی از ایرانی‌ها می‌شناسند، «طبل حلبی» یکی از مشهورترین و محبوب‌ترین رمان‌های این نویسنده است که در ایران با ترجمه سروش حبیبی و توسط انتشارات نیلوفر به چاپ رسیده است. کراس در سال 1999 برنده جایزه نوبل ادبیات شد. روایت عریان و معترضانه او از زندگی مردمان تحت سلطه نازیسم نظر هر خواننده‌ای را جلب می‌کند. آثار او به زبانهای مختلف دنیا ترجمه‌شده و از آثار ماندگار تاریخ ادبیات شمرده می‌شود.

گونتر گراس، مسافری خسته است که برگشته تا به گذشته اش بنگرد‏:‏ بعد از عبور از جاده یی طولانی و گذر از پیچ هایی عجیب، پرتگاه ها و تنگ ناها‏.‏ از کودکی اش شروع می کند و در یازده فصل، تا جایی پیش می رود، که اولین رمان، و مهم ترین اثرش، «طبل حلبی» را دارد منتشر می کند‏.‏ و بعد ‏.‏‏.‏‏.‏ بعد دیگر مهم نیست‏.‏ هر چیزی که اتفاق افتاده مال همان سال هایی است که گراس کورکورانه طرفدار نازی ها شد‏.‏ اسیر آمریکایی ها، چند سالی در اردوگاه ماند‏.‏ آزاد شد و کارگر معدن‏.‏ بعد خانواده اش را پیدا کرد‏.‏ سنگ تراش شد‏.‏ به آکادمی رفت و مجسمه سازی آموخت‏.‏ نقاش شد‏.‏ شاعر شد‏.‏ و رمان نویس ‏.‏‏.‏‏.‏ سفر گراس از جهالت و آشفته گی تا رسیدن به آرامش و شهرت‏.‏ او کم کم یاد می گیرد تا چه گونه زنده گی کند‏.‏ چه گونه کار کند‏.‏ و در فرم های هنری می گردد تا به واقعیت نهفته ی درونی اش برسد‏:‏ نوشتن‏.‏ اول از شعر شروع می کند‏.‏ وقتی شعر هایش موفق می شوند ‏(‏یکی از شعر هایش در سیصد و پنجاه هزار نسخه منتشر می شود‏)‏ کار نوشتن را ‏(‏به جای مجسمه یا نقاشی‏)‏ دنبال می کند‏.‏ و آخر سر به رمان می رسد‏:‏ فرم هنری ای که او را به بلند بالاترین مرتبه ها، نوبل ادبیات و ترجمه ی آثار به تقریبا تمام زبان های زنده و مهم دنیا می رساند‏.‏ گونتر گراس حرف ها برای گفتن دارد و زندگی ‌نامه‌اش، ادای احترامی است به گذشته، به راه دشواری که طی شد؛ به پیازی که پوست گشت....

****

رمان گراس

****

نقل و قول‌هایی از گونتر گراس چهره ادبی آلمان که وجدان معذب جامعه آلمان لقب گرفته بود:

  • من سکوت اختیار کرده بودم. چون خیلی‌های دیگر ساکت مانده بودند، جلوی این وسوسه را نمی‌توان گرفت... تقصیر را بر سر گناه جمعی بیندازیم، یا در مورد خودمان صحبت کنیم اما از نگاه شخص سوم: او بود، دید، انجام داد، گفت، او ساکت ماند... کار یک شهروند این است که دهانش را باز نگه دارد.
  • ما هم‌اکنون آمار آینده را در دست داریم: درصد افزایش آلودگی، رشد جمعیت و بیابان‌زایی.
  • آینده همین حالا هم آمده است...
  • هنر به طرز فوق‌العاده‌ای نامعقول و شدیدا بی‌معنا، در عین حال ضروری است. بیهوده اما ضروری، فهمیدن این برای یک پیوریتن سخت است.
  • باور، یعنی باور کردن دروغ‌های خودمان. می‌توانم بگویم خیلی خوشحالم که این درس را زود یاد گرفتم.
  • سر انسان از کره زمین هم بزرگ‌تر است. باور دارد که چیزهای بیش‌تری را در خود جای می‌دهد. می‌تواند خودش و ما را در نقطه مطلوبی خارج از دسترس کشش جاذبه زمین تصور کند. چیزی نوشته می‌شود و بعد چیز دیگری خوانده می‌شود. مغز انسان یک هیولاست.
  • هر چیز بزرگ‌تر از زندگی، جمعیت را دور خود جمع می‌کند.
  • در آمارها، آن‌چه پشت ردیف ارقام گم می‌شود، مرگ است.
  • انسان‌ها همیشه قصه گفته‌اند. مدت‌ها پیش از این‌که بشریت نوشتن را بیاموزد و به تدریج باسواد شود، همه برای یکدیگر داستان‌سرایی می‌کردند و همه به قصه‌های دیگران گوش می‌دادند، پیش از این که مشخص شود برخی از قصه‌گویان بی‌سواد داستان‌های بهتر و بیش‌تری بلد بودند. این یعنی آن‌ها می‌توانستند افراد بیش‌تری را پای دروغ‌های‌شان بنشانند.
  • مالیخولیا و آرمان‌شهر، دو روی یک سکه‌اند.
  • انتظار من از ادبیات بیش‌تر از زندگی واقعی و عریان بود.
  • گورستان‌ها همیشه توجهم را جلب می‌کردند. خوب نگهداری می‌شوند، از ایهام خالی، عقلانی، مردانه و زنده هستند. در قبرستان‌ها می‌توانی شجاعت را فرا بخوانی و به تصمیم برسی. این‌جاست که حد و مرزهای زندگی خود را نشان می‌دهند. منظورم فواصل بین قبرها نیست. اگر این برداشت‌ را هم داشته باشید، همچنان معنی‌دار است.
  • حتی کتاب‌های بد هم کتابند و در نتیجه مقدس.
  • اگر به من می‌گفتند نام جدیدی برای «وسوسه» انتخاب کن، کلمه «دستگیره در» را پیشنهاد می‌دادم. چون اگر قرار نباشد ما را وسوسه کنند، پس چرا این برآمدگی‌ها روی درها قرار داده شده‌اند؟
  • امروز می‌دانم که همه چیز توانایی دیدن دارد، که هیچ چیز نادیده نمی‌ماند و حتی حافظه کاغذدیواری از ما بهتر است.

****

گونتر گراس در سال 2012 با انتشار شعری علیه رژیم اشغالگر قدس به تیتر اول روزنامه‌های جهان تبدیل شد. او در آوریل آن سال شعری را به نام «آن‌چه باید گفت» منتشر کرد که در آن اسراییل را تهدیدی علیه صلح جهانی خواند. چاپ این سروده در سه روزنامه نیویورک تایمز، ریپابلیکا و دویچه سایتونگ خشم مقام‌های اسراییلی را برانگیخت تا جایی‌که ورود این شاعر آلمانی را به سرزمین‌های اشغالی ممنوع اعلام کردند.

****

گونترگراس

گونتر گراس در برلین

****

گراس آلمانی

گونتر گراس و هاینریش بل 1972

****

گراس,نورنبرگ

گونتر گراس در نورنبرگ 1969

****

گونترگراس

گونتر گراس در خانه‌اش 1966

****

نوبل گونتر

گونترگراس در حال دریافت جایزه نوبل. سال 1999

****

گراس، نویسنده‌ آلمانی برنده‌ جایزه‌ نوبل ادبیات، در یکی از روزنامه‌های آلمانی، شعری منتشر کرد و طی آن بمب‌های هسته‌ای اعلام‌نشده‌ تل‌آویو را تهدیدی برای صلح جهانی دانست. نیویورک‌تایمز درباره این شعر نوشته است که گراس در شعر خود با عنوان «آن‌چه باید گفته شود» از سیاست‌های جنگ‌طلبانه‌ رژیم صهیونیستی در برابر جمهوری اسلامی ایران انتقاد کرده و خود را به‌خاطر سکوت در برابر خطرات این سیاست مورد سرزنش قرار داده است. گراس نوشته‌اش را با انتقاد از خود شروع کرده و می‌نویسد: چرا مدت‌ها سکوت کردم و از کشوری نام نبردم که سال‌هاست توان اتمی خود را در خفا گسترش می‌دهد و در برابر هیچ مرجعی حاضر به پاسخگویی نیست؟ او با ذکر این جمله که این بند را با آخرین قطرات جوهرم می‌نویسم، ادامه می‌دهد: چرا نام بردن از سرزمین دیگری را بر خود ممنوع می‌کنم که در آن سال‌هاست یک توان هسته‌ای مخفی در حال رشد است. اما آن‌چه بیش از همه نوشته‌ این نویسنده و شاعر سرشناس‌ آلمانی را با انتقاد روبه‌رو کرده، این است که او با اشاراتی طنز به این‌که آلمان قرار است یک زیردریایی جدید به اسرائیل بدهد، نوشته است این زیردریایی باید همه‌ کلاهک‌های نابودکننده را به جایی هدایت کند که وجود یک بمب اتمی در آن ثابت نشده است. برنده‌ نوبل ادبی سال ۱۹۹۹ می‌گوید اکنون قصد دارد دهان باز کند؛ زیرا شاید فردا دیر باشد. گونتر گراس سپس به صراحت از رژیم صهیونیستی نام می‌برد و با انتقاد از «حمله پیشگیرانه» می‌گوید که اسرائیل به عنوان یک قدرت اتمی، صلح جهانی را که متزلزل است، بیشتر به خطر انداخته است. گراس از این «حق ناروا» انتقاد می‌کند که «ملتی (ایرانی‌ها) قرار است بمباران شوند، تنها با این حدس و گمان که رهبران آن به دنبال ساختن بمب اتمی هستند.» او این را «همدستی در جنایتی می‌داند که غیرقابل بخشش است.» گراس ادامه‌ این سیاست را «ریاکاری غرب» می‌داند و امیدوار است، عده‌ بیشتری به وجدان خود گوش کنند و سکوت را بشکنند. او در شعر خود به این نکته اشاره کرده که هرگونه انتقادی از اسرائیل به عنوان ضدسامی‌گری تلقی می‌شود که در آلمان برای آن مجازات قانونی تعیین شده است.

نقد و نظرات

ویژگی ها

پدیدآورندگان

نویسنده/ نویسندگان : گونتر گراس
مترجم/ مترجمین : جاهد جهانشاهی

مشخصات فنی

قطع کتاب : رقعی
جلد : شومیز
نوع کاغذ : تحریر

Other Features

تعداد صفحات : 504
نوبت چاپ : سوم
سال چاپ : 1395
زبان : فارسی
چاپ متن : تک رنگ
شابك : 964-351-378-5

نوشتن نقد و نظر

در حال کندن پوست پیاز

در حال کندن پوست پیاز

زندگى گونتر گراس‏ نویسنده شهیر آلمانی از سال 1939 تا سال 1959-ترجمه از کتاب اصلی

19 محصولات دیگر در همان شاخه: