خرید کتاب, فروش کتاب, فروش آنلاین, کتاب دانشگاهی, فروشگاه کتاب, چاپ کتاب, تبدیل پایان نامه به کتاب, ارسال کتاب, بانک کتاب, فروش پستی کتاب, پیک کتاب, فروش نرم افزار, چاپ تیراژ کم, فروشگاه اینترنتی کتاب ایران

پرنده بهشتی

محصول جدید

داستان در رابطه با دختریست به نام ساناز که طی ملاقات با یک نویسنده تصمیم به نوشتن رمانی می گیرد که قهرمان داستان خودش باشد و گمان می کند می تواند...

جزییات بیشتر

تولید کننده
نشر علی

200,000 ریال

افزودن به لیست دلخواه

مشخصات

نویسنده/ نویسندگان :عاطفه منجزی
ویراستار / ویراستاران :عادله خسروآبادی - سپیده شفقی نژاد - مرضیه هاشمی
امور تولید/ ناظر چاپ :الوان - آزاده
صفحه آرایی و حروفچینی :گنجینه
تعداد صفحات :634
نوبت چاپ :5
سال چاپ :1394
شمارگان :2000
زبان :فارسی
قطع کتاب :رقعی
جلد :شومیز
نوع کاغذ :معمولی
چاپ متن :تک رنگ

اطلاعات بیشتر

آن شب گذشت و شب های بعد و شب های بعدش،اما دریغ و افسوس که با گذشت همه ی آن شب ها هرگز فراموشی به سراغم نیامد و من ناخواسته فقط و فقط به او فکر می کردم،بی آنکه او را ببینم حضوررش را در کنارم احساس می کردم.حتی گاهی مثل آدم های گرفتار مالیخولیا با هم حرف می زدیم به ندرت می خندیدیم،بیشتر بحث می کردیم و بحث!و پایان همه ی بحث های مان تقاضای دوباره ی او بود و جواب منفی من!

داستان در رابطه با دختریست به نام ساناز که طی ملاقات با یک نویسنده تصمیم به نوشتن رمانی  می گیرد که قهرمان داستان خودش باشد و گمان می کند می تواند به طور ارادی عاشق شود،ضمن اینکه دوست دارد داستانش داستان عشقی سوزان با پایانی ناخوشایند باشد و طی این تصمیم خواستگار جوانش شهاب را علی رغم میل باطنی رد می کند و تصمیم به کار در یک شرکت می گیرد تا بتواند با کار در آنجا با افراد گوناگون در ارتباط باشد و عاشق شود که ماجرا هایی رخ می دهد و  از این رو ساناز از کار در آن شرکت پشیمان می شود که....

پرنده بهشتی پلک هایم را بر هم فشردم و باز غلتی زدم ، بیشتر از یک ساعت بود که مثلا داشتم تقلا می کردم تا خوابم ببرد اما دریغ از حتی یک چرت کوچک بی فایده بود. چنان خواب از سرم پریده بود که انگار نه انگار ساعت یک صبح است. آهی کشیدم و باز ک غلت دیگر اما این بار ناموفق به سختی سرم را از بالش جدا کردم و زیر نور ملایم چراغ خواب به تجسس بر آمدم بلکه بفهمم چه شده که نمی تونم غلت بزنم ، چیری نفهمیدم .این بار به سختی به آرنج هایم تکیه زدم و نیم خیز شدم که آه از نهادم بلند شد.من، لحاف و روتختی چنان در هم گره خورده بودیم که تشخیص دادنمان از یکدیگر امری مهال بود.از دیدن این وضعیت به خنده افتادم .دققا نمی دانم چه قدر طول کشید اما با تلاش زیاد توانستم از میان توده ی در هم پیچیده ی روی تخت نجات پیدا کنم. نفس نفس زنان پاهایم را آویزان کردم . کنج تخت خواب پناه گرفتم .از شدت جنب جوش و تقلا در این شب پاییزی با وجود هوای نیمه سرد اتاق گر گرفته بودم و اطمینان داشتم گونه هایم گل انداخته است .گذشت تا توانستم تصمیم آخر را بگیرم، باید شروع میکردم بالاخره یک طوری می شد.نمی توانستم در مقابل خواسته اش مقاومت کنم و همیشه در اخرین لحظات جلوی روح وسوسه گر و سمج خودم کم می آوردم.مصمم از جا بلند شدم و پشت میز تحریرم نشستم ،چراغ مطالعه را روشن کردم و مداد نوکی خوش دستم را به دست گرفتم و یک دسته ورقه کلاسور را پیش رویم گذاشتم .حاصل همه این کارها همین چند خطی است که می بینید.حتما برایتان سوال شده که خب ، این کارها برای چیست؟ باشد عجله نکنید ، یک توضیح مفصل و دقیق کمک می کند که شما هم تا حدودی از قضیه سر در بیارورید.من، ساناز اکرمی هستم و بهمن امسال وارد بیست و یک سالگی می شوم ، سال آخر دانشگاه را می گذرانم .(دانشجوی تمام وقت رشته حسابداری دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز) تلاشم را کرده بودم تا به هر نحو شده خودم را در یکی از دانشگاه های دولتی وارد کنم اما اگر بخواهم رو راست باشم باید بگویم که در واقع نه،خیلی هم سعی نکردم. راستش من یعنی ساناز اکرمی ، می خواستم . ولی آن دیگری نگذاشت. صبر داشته باشید ، او را هم معرفی می کنم والبته غریبه نیست ،آن دیگری هم جزیی از خود من است.شاید بهتر است بگویم اصلا خود خودم است اما خب متاسفانه بین او و خودم شکراب است و هر کدام از آن دو ، این جسم ضعیف و گوش به فرمان را به طرفی می کشند تا به خواسته هایشان برسند.حالا تعریف ازخود نباشد اما من متین و با وقار و منطقی تر از خودم هستم و همیشه باید جلوی شیطنت و سر به هوایی او را بگیرم.هر چند گاهی کاری بسیار سخت و غیر ممکن است ، آخر او را به قدری پر انرژی و جسور است که در همه کارهایم سرک می کشد و دخالت می کند. برای خودم اسمی گذاشته ام که همیشه او را به همین اسم صدا می کنم،آن هم بسیار جدی و با وقار بلکه کمی از من حساب ببرد. اسم خودم سایه است . او درست مثل سایه دنبال من است. در واقع سایه ، منطقه تاریک و غیر قابل تشخیص روح ساناز است که کسی جز من او را نمی بیند.به هر حال بد نیست که بدانید که خب ، یک جورایی سایه همه کاره است.جلوی دیگران صدات در نمی آید ولی وای از وقتی که بخواهد مطلبی را به من تحمیل کند ، آن وقت است که چنان سروصدایی راه می اندازد که ناچارم گوش هایم را دودستی بچسبم بلکه از وق وق های او خلاص شوم .آخر بی ندازه غرغرو و یک دنده است و از همه بدتر به هیچ وجه حرف حساب حالیش نمی شود.طوری که اگر با او کنار نیایم بلایی سرم می آید که امشب آمد. خودتان که شاهد بودید چه طور خواب را بر من حرام کرد و چه می خواست؟ همین دیگر، او مدتی است که مداوم روی اعصاب من راه می رود که ساناز ،تو باید یک نویسنده شوی و اولین کتابت هم باید قصه زتدگی خودت باشد. تو باید قهرمان اولین داستان خودت باشی. خلاصه که دیوانه ام کرده است. البته من به سختی در مقابل خواسته ی او مقاومت کرده ام. آخر این قضیه و خواست مصرانه ی سایه ، کار امروز و دیروز نیست و نردیک به سه سال است که یک نفس همین خواسته را تکرار کرده است. من هم اول قبول کردم ولی تا امشب نتوانستم به خواسته ی او عمل کنموچرا؟بله خب،سوال جالبی است. جانم برایتان بگوید: حدود سه سال پیش یه روز گرم تابستونی من و دوستم مهسا، تو یه جلسه ادبی شرکت کردیم .فرهنگ سرای محله مون از یک خانم نویسنده معروف و پر کار دعوت کرده بود تا واسه ی جوونای علاقه مند به مطالعه و رمان ،سخنرانی کند. تو اون جلسه بود که یکی از دخترها سوالی مطرح کرد که واسه ی منم همیشه بی جواب مانده بود. اون دختر ، از خانم نویسنده پرسید که چرا همسشه همه ی رمانها ار چهره بی نظیر و بی همتایی حرف می زنند که همون هم می شه قهرمان اصلی قصه شون؟...

بانک کتاب,چاپ کتاب شعر,کتب زبان, کتاب کودک,فروش کتاب,چاپ کتاب,ارسال کتاب,بانک کتاب,پیک کتاب,پستی کتاب,کنکوری,چاپ و نشر,فروش آنلاین,مهندسی,عمومی,تخصصی,مرجع,انتشارات علی,کتاب رمان,کتاب داستان,خرید کتاب,دانلود کتب نایاب,کتاب خاطرات

نقد و نظرات

ویژگی ها

پدیدآورندگان

نویسنده/ نویسندگان : عاطفه منجزی
ویراستار / ویراستاران : عادله خسروآبادی - سپیده شفقی نژاد - مرضیه هاشمی

مشخصات فنی

قطع کتاب : رقعی
جلد : شومیز
نوع کاغذ : معمولی

Other Features

امور تولید/ ناظر چاپ : الوان - آزاده
صفحه آرایی و حروفچینی : گنجینه
تعداد صفحات : 634
نوبت چاپ : 5
سال چاپ : 1394
شمارگان : 2000
زبان : فارسی
چاپ متن : تک رنگ

نوشتن نقد و نظر

پرنده بهشتی

پرنده بهشتی

داستان در رابطه با دختریست به نام ساناز که طی ملاقات با یک نویسنده تصمیم به نوشتن رمانی می گیرد که قهرمان داستان خودش باشد و گمان می کند می تواند...

30 محصولات دیگر در همان شاخه: