خرید کتاب, فروش کتاب, فروش آنلاین, کتاب دانشگاهی, فروشگاه کتاب, چاپ کتاب, تبدیل پایان نامه به کتاب, ارسال کتاب, بانک کتاب, فروش پستی کتاب, پیک کتاب, فروش نرم افزار, چاپ تیراژ کم, فروشگاه اینترنتی کتاب ایران

به چشمانم خیره شو

محصول جدید

رمان معروف نشر پرسمان

جزییات بیشتر

تولید کننده
انتشارات پرسمان

150,000 ریال

افزودن به لیست دلخواه

مشخصات

موضوع :رمان - داستان فارسی
نویسنده/ نویسندگان :عسل پزشکی
ویراستار / ویراستاران :مژگان مظفری
امور تولید/ ناظر چاپ :مهین سراجی
تعداد صفحات :496
نوبت چاپ :اول
سال چاپ :1392
شمارگان :2000
زبان :فارسی
قطع کتاب :وزیری
جلد :شومیز
نوع کاغذ :معمولی
چاپ متن :تک رنگ

اطلاعات بیشتر

فقط چند جمله و یک عالمه اشک و سکوت . نمیدونم کی باید تموم بشه این  درد دوری .کیفم رو برداشتم و از مطب بیرون آمدم .صدای کوروش رو شنیدم ، صدا م میکرد، نمیخواستم اشکهامو ببینه ..

تو خیابون سکوت بود و  سکوت . نه ، نه همهمه بود و  بوق ماشین  و صدای داد و من که بی خیال رد میشدم .. صدای زن دستفروش  مرد دوره گرد .. چقدر صدا سرم داره منفجر میشه.. رو نیمکت پارک میشینم و سرم رو میون دستهام میگیرم و هوای یخ زده ی دی ماه رو با ولع تا عمق سینه بالا میکشم و سوزش درد ناکی که  این سرمای ناگهانی به ریه هام تحمیل میکنه .دستهای یخ زدم رو میون  دهان و بینیم میگیرم و نفسمو هااا میکنم رو انگشتای مچاله شده ام و چشمهام بسته میشن و بی هیچ اراده ای پرت میشم به خاطرات . آخ که چقدر دلم برات تنگ شده آرش .برای اون چشمهای قهوه ای و نگاه مهربونت .

تا بودی حس نمیکردم یتیمم  بی کسم .من بودم و تو و یک دنیای  بزرگ ..  درس  میخوندی و کار میکردی .دستهای سیاهت و بوی روغن لباست  با نگاه شیطونت همخونی نداشت . نمیدونم چرا نمی فهمیدم تو هم احتیاج به تکیه گاه داری . کار کردی  زحمت کشیدی تا درس بخونم و خوندم  ،تو هم همت کردی پزشکی تو بهترین دانشگاه با رتبه ی عالی ..

وقتی  برای درس خوندن از من جدا شدی باهات قهر کردم یادته؟ داشتی میرفتی و من حتی در اتاقمو روت باز نکردم . سال آخر  بودی که بهم گفتی میخوای  با ساقی ازدواج کنی داشتم دیوونه میشدم تو برادر من بودی باید تا اخر کنارم میموند ی و حالا می خواستی با ساقی ازدواج کنی و تنهام بگذاری .. نه نمی تونستم تحمل کنم زنی تو ی زندگی تو باشه غیر از من. مگه تو بهم نمیگفتی من فوق العاده ام  که کسی مثل من نیست نمیگفتی با همه فرق دارم ؟ تو گفتی من واسه  تو کافیم تا همه دنیا رو داشته باشی .. تو برادر من بودی دوستم بودی همه کسم بودی ولی این رو نمی فهمیدی که من عاشقت شده بودم یه عشق خاص نه خواهرانه نه  عاشقانه ، من مرید تو بودم.

نقد و نظرات

نوشتن نقد و نظر

به چشمانم خیره شو

به چشمانم خیره شو

رمان معروف نشر پرسمان

ویژگی ها

پدیدآورندگان

نویسنده/ نویسندگان : عسل پزشکی
ویراستار / ویراستاران : مژگان مظفری

مشخصات فنی

قطع کتاب : وزیری
جلد : شومیز
نوع کاغذ : معمولی

Other Features

موضوع : رمان - داستان فارسی
امور تولید/ ناظر چاپ : مهین سراجی
تعداد صفحات : 496
نوبت چاپ : اول
سال چاپ : 1392
شمارگان : 2000
زبان : فارسی
چاپ متن : تک رنگ

30 محصولات دیگر در همان شاخه: