خرید کتاب, فروش کتاب, فروش آنلاین, کتاب دانشگاهی, فروشگاه کتاب, چاپ کتاب, تبدیل پایان نامه به کتاب, ارسال کتاب, بانک کتاب, فروش پستی کتاب, پیک کتاب, فروش نرم افزار, چاپ تیراژ کم, فروشگاه اینترنتی کتاب ایران

پیچک عشق

محصول جدید

سری رمان - داستان

جزییات بیشتر

تولید کننده
مهتاب - ابر سفید

110,000 ریال

افزودن به لیست دلخواه

مشخصات

موضوع :رمان - داستان - عاشقانه - كتب عامه پسند - نشر ابر سفيد و مهتاب
نویسنده/ نویسندگان :آرزو رضايي
تعداد صفحات :573
زبان :فارسی
قطع کتاب :رقعی
جلد :شومیز
نوع کاغذ :معمولی
چاپ متن :تک رنگ

اطلاعات بیشتر

دختری به اسم نیلوفر که در کودکی پدر خودش رو از دست داده و همرا مادرش زندگی می کنه. با نقل مکان به خانه جدید با صاحبخونه که زن جوونی هست رابطه ی صمیمانه برقرار میکنه و رفت آمدها شروع میشه و تو این رفت و آمدها با برادر سیما، نریمان که به تازگی از همسرش جدا شده و دختری سه ساله داره آشنا میشه و این آشنایی در نهایت به عشق میان آنها ختم میشه. ولی وقتی مادر نیلوفر از این موضوع باخبر میشه  و به شدت مخالفت میکنه و در نهایت نیلوفر بر خلاف خواسته قلبی اش با مهران، پسر همسایه ازدواج می کنه و…

قسمتی از متن رمان:

 با صدای ناهنجاری که گوشم را آزرد از خواب پریدم. زمانی که کاملاً چشمهایم را باز کردم. سکوت کامل برقرار شده بود و به دنبال آن، صدای قدم های تند مادر را که نزدیک و نزدیک تر می شد، حس کردم.

او به تندی خودرا بالای سرم رساند و با دیدن چشم های بازم با لحنی شرمنده گفت:

– وای معذرت می خوام، نیلوفر! بیدارت کردم؟ نفهمیدم چی شد که قابلمه از دستم افتاد روی ظرفشویی! چه صدای بدی هم داشت.

خندیدم و گفتم:

– سلام به مادر سحر خیزم! از بس که مراعات مرا می کنید، از زمین و آسمان سر و صدا بلند می شه!

و با انداختن خمی بر ابرو گفتم:

– مگه قرار نبود با هم شروع به کار نیم. باز می خواستین تک روی کنین؟

خندید و گفت:

– خیالت راحت باشه! آنقدر کار هست که اگر تا شب هم کار کنیم فکر نکنم تمام شود. پس حالا که بیدار شدی بیا زودتر صبحانه بخوریم که خیلی کار داریم.

با این کلامش بار دیگر به آشپزخانه بازگشت.

بلند شدم و در عرض چند دقیقه رختخوابم را جمع کردم و دست و رو شسته سر میز صبحانه نشستم. با ریختن شکر در فنجان های چای، گفتم:

– کاش شما به سر کارتان می رفتید. من خودم به تنهایی کارها را انجام می دادم.

متعجب پرسید:

– تنهایی؟

– خب آره.

– نه مادر، خسته می شی! تازه باید تمام وسایلی را که امروز بسته بندی می کنیم فردا باز کنیم و بچینیم. کار یک نفر نیست.

در تمام این سالها، این اولین بار بود که از نقل مکانمان خوشحال و راضی بودم و با اطمینان می دانستم که این همه شور و شعف، جایی برای خستگی نمی گذارد.

این زیر زمین که بی شباهت به قفسی تنگ و تاریک نبود و دو سال در آن زندگی می کردیم، بدترین خانه ای بود که تا به عمرم دیده بودم. نمناکی کف زمین و دیوارها، از یک طرف، غرغر اقدس خانم، صاحبخانه که در طبقه بالا می نشست، از طرف دیگر، کلافه مان کرده بود.

در این مدت، حسرت دیدن بسیاری از زیبایی های طبیعت را در خود کشته بودم، فصل بهار را دوست داشتم، دلم می خواست از تماشای رنگین کمان زیبای هفت رنگ که پس از هر بارشبهاری در آسمان آبی خودستایی می کرد، لذت می بردم و خورشید بازیگر که خود را در پس ابرها پنهان می ساخت و یکباره با اشعه بسیار در آسمان می درخشید، هر روز بهاری می دیدم؛ ولی به جای دیدن این همه زیبایی، به کرات صدای شر شر باران را که به شیشه پنجره می خورد، با حسرت می شنیدم و تنها به بوی مطبوعش که از لای پنجره به مشامم می رسید، دلخوش بودم.

صبحانه در حالی که هر یک در فکر و خیال خود بودیم صرف شد.

مادر میز را جمع می کرد که گفتم:

– خیلی خوشحالم قبل از اینکه اقدس خانم شما را پای سفره عقد بنشاند، از اینجا می رویم.

او خندید و گفت:

– سفره عقد دیگه چیه؟ نیلوفر!

خرده های نان را جمع می کردم و ضمن ریختن داخل سینی گفتم:

– می دونید مادر وقتی که شما به سر کار می رفتید. اقدس خانم در طول روز هر بار که چشمش به من می افتاد، با کنایه می گفت:«اگر مردی بالای سرتون باشد؛ دیگر احتیاجی نیست که مادرت به سر کار برود.» مادر، چرا اینقدر این حرف را تکرار می کرد؟ نمی دونید وقتی این حرف ها را میزد، دلم می خواست خفه اش کنم.

مادر آه افسوسی کشید و گفت:

– خب نیلوفر جون، اقدس خانم از عشقی که بین من و پدرت بوده اطلاع نداره! اون فقط از سر دلسوزی این حرف رو میزد.

کنکوری,درسی,کمک درسی,دانشگاهی,دوره دبیرستان,کتب مقطع راهنمایی,تحصیلات تکمیلی,کتب تست,ریاضی,کتب فیزیک,نجوم,علوم پایه,کتب نایاب,جزوه درسی,دانلود جزوه دانشگاهی, خرید کتاب و نرم افزار,نشر مهتاب,نشر ابرسفيد,رمان عاشقانه,داستان ايراني,كتب آرزو رضايي

نقد و نظرات

نوشتن نقد و نظر

پیچک عشق

پیچک عشق

سری رمان - داستان

ویژگی ها

پدیدآورندگان

نویسنده/ نویسندگان : آرزو رضايي

مشخصات فنی

قطع کتاب : رقعی
جلد : شومیز
نوع کاغذ : معمولی

Other Features

موضوع : رمان - داستان - عاشقانه - كتب عامه پسند - نشر ابر سفيد و مهتاب
تعداد صفحات : 573
زبان : فارسی
چاپ متن : تک رنگ

30 محصولات دیگر در همان شاخه: